بایگانی دسته‌ها: دوستانه ها

اولین هفته ی بی توییتری…

استاندارد

این روزا تو زندگی حل شدم انگار

منو حسابی درگیره خودش کرده

تک تک لحظه هاشو، گذرشو حس میکنم

یه حس عجیبی نسبت به زمان دارم

از یه طرف دلم میخاد این روزای سخت، چه از لحاظ درسی و چه عاطفی، سریع تر بگذره

از طرفی گذر زمان منو میترسونه، اینکه کم کم به روزی که باید جواب این همه سال درس خوندن رو پس بدم نزدیکو نزدیکتر میشم…

اینکه به چیزی که میخام میتونم برسم یا نه؟ ته این راه چی منتظر منه؟ وضعیتم قراره ازین بهتر بشه یا بدتر؟ اینا منو میترسونه…

الان حدود یه هفتس که از توییتر دی اکتیو کردم، اولا دلم خیلی توییت کردن میخاس و دلم واسه توییتر تنگ میشد

اما الان میشه گف زیاد حس قبل رو ندارم

نه اینکه دلم برای دوستام، برای توییتر، برای نوشتن تنگ نشده باشه

ولی اینکه دیگه تو توییتر نیستم الان برام بهتره

حداقل من اینطوری فکر میکنم

از روزی که توییتر نمیرم کلن شاید به زور 2 ساعت لپ تاپ روشن بوده

وقتمو دیگه پای نت نذاشتم

آخه لعنتی این اینترنت یه چیزیه مثه باتلاق

یهویی میبینی هیچ وقتی برات نذاشته و تمام کارت تو کل روز شده چرخ زدن تو یه دنیای مجازی

بخاطر همینا تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم به توییتر برنگردم

فقط هر چند هفته یه بار برم اکتیو، دی اکتیو کنم تا اکانتم حذف نشه

به محسنم گفتم نمیخام بخاطر این چیزا فعلن برگردم، اگه میشه توام نرو که خوندنت وسوسم میکنه، اونم قبول کرد برنگرده…

خاهشن فحشم ندین چون این چند ماه واقعن حیاتیه برای من و باید حداکثر تلاشمو بکنم

چون هدفم تو این یه ماه خیلی تغییر کرد و این تغییر یه سعی و تلاش مضاعفی میخاد که … (اسمایلی سانسور کردن :دی)

تو رابطمونم همه چی رو به راهه، بعضی وقتا یه چیزایی میشه که دیگه کاریش نمیشه کرد … (دلیلشم شخصیه :دی)

دلم برای نوشتن تنگ شده بود، آخیش… :دی

دلم برا تک تک دوستام تنگ شده

چه اونایی که سراغمو میگیرن، چه اونایی که رفتنمو حتا متوجه هم نشدن (عجب دوستایی :دی)

سرشار از استرسم…

به انرژی های خوبتون نیاز دارم

مارو یادتون نره ها، برخاهیم گشت 🙂

نمیدونم کیا آدرس وبمو دارن و منو میخونن، خلاصه اینکه خاستم این یه هفته رو که بی توییتر گذشت ثبتش کنم…

دلم براتون تنگ میشه (شده)، مراقب خودتون باشین

راستی راستی :دی محسنـــــــــــــه مـــــــــــــــن، دوســــــــــت دارمـــــــــــــ 🙂

اعتماد

استاندارد

گاهی وقتا حس میکنی هیچوقت دیگه قرار نیست دوباره لبات بخندن

حس میکنی هیشکی دیگه نمیتونه بیاد که دوباره دوست داشته باشه

حس میکنی دیگه هیچوقت نمیتونی عاشق شی

ولی درست وقتی که ناامید شدی

یکی سر و کلش تو زندگیت پیدا میشه که زندگیتو زیرو رو میکنه

من هیچیمو ازت پنهون نکردم

خودت خوب میدونی کیا تو زندگیم اومدن و رفتن

قبل تو چطور بوده حالم

ازین بابت خیلی خوشحالم

هیچوقت نخاستم و نمیخام که ناراحتت کنم

دلیلش هرچی که میخاد باشه

تو خیلی برای من عزیزی و میدونم که اینطور هم میمونی

بخاطر آدمایی که تو زندگیم نموندن هیچوقت نمیخام تورو ناراحت کنم

و نخاهم کرد

بهت گفتم بهم اعتماد کن

من جواب اعتمادتو میدم، مطمئن باش

توام بهم اعتماد کردی

حالا دیگه هیچی نیس که بخام ازت پنهان کنم

و این خیلی خوبه

در مورد آدمایی که الان دورمن، در مورد دوستایی که دارم

همیشه سعی کردم طوری رفتار کنم که این روابطم باعث ناراحتیه تو نشه

ولی اگه یه روزی ببینم این دوستی ها داره اذیتت میکنه

میخام بدونی که تو برام خیلی مهمتر از اینایی که با این وجود بازم به دوستی هام ادامه بدم

شاید الان دوستام ازم شاکی شده باشن

ولی یه حقیقته که اون خیلی مهمتر از هرکس دیگه ای تو زندگیمه

من نمیخام دیگه بخاطر گذشته بازخاست بشم

نمیخام تورو بخاطر یه سری آدم که باهام نموندن و همشون نامردی کردن بهم از دست بدم

حالا این هرکی که میخاد باشه، باشه

اینارو نوشتم تا خیال تو و یکی راحت بشه

که من تورو خیلی بیشتر از اینا دوست دارم

اونقدی که تو کلمه ها جا نمیشه… 😉

ناگفته ها

استاندارد

حانیه ای هستم که تا چند ماه پیش فکر میکردم دنیا به آخر رسیدم

شده بودم خدای چس ناله

دلم نمیخاست با هیشکی حرف بزنم

البته آدمای زیادی هم دورم نبودن که بتونم باهاشون حرف بزنم

اونایی هم که بودن

یا بهم نزدیک نبودن، یا هم اگه چیزی میگفتم درکم نمیکردن و نمیتونستن کمکم کنن

توییتر میومدم ولی تو حال و هوای خودم بودم

کاری به کار بقیه نداشتم، واسه خودم مینوشتم

گاهی هم چن تا توییت میخوندم و میرفتم

بجز اونی که منو برد توییتر و بعد ولم کرد به امون خدا!

دومین دوستم توی توییتر شهریار ( @shahright ) بود

اولین کسی بود که ازم دلیل ناراحتیمو پرسید، سعی کرد کمکم کنه 🙂

هیچوقت اون روزارو که اونهمه برام وقت میذاشت فراموش نمیکنم

بعد شهریار، کم کم اوضا بهتر شد

دوستای بیشتری پیدا کردم

بانو ( @persianbanoo ) هم جزو اولین دوستام بود

وطن دوست ( @vattandoost )

، سیاوش ( @spakseresht )

، آرمین ( @armin1370 )

، محسن ( @itman_ )

، سالار ( @sallar )

، پایرت ( @pirate37b  )

، پیژامه ( @peejameh )

، باباییم ( @dastnevis )

، مسیح ( @sirmasih )

، میلاد ( @milaad )

، فرزاد ( @faaarzaaad )

، شبر ( @shobbar_mz )

و خیلیای دیگه

کسایی که شاید حتا خودشونم حواسشون نباشه چقد بودنشونو دوس دارم

چقد ازینکه هستن خوشحالم

ازینکه شناختمشون

ازینکه تنهاییامو پر کردن

ازینکه دوباره خنده رو به لبای من برگردوندن

خاستم بگم که خیلی دوستون دارم و هیچوقت خوبیاتون از یادم نمیره

🙂   هرجای دنیا که باشین، من شمارو توی قلبم حس میکنم

شاید شما دوستای مجازیم باشین

شاید حتا تا آخر عمرم بعضیاتونو حتا یه بار هم از نزدیک نتونم ببینم

ولی خیلی بیشتر ازین آدمکای مصنوعی که دورم هستن و حتا وجودمو ، بود و نبودمو حس نمیکنن برام عزیزین

🙂

خیلی دوستون دارم